زبانهای ایرانی نو
زبانهای ایرانی نو به دو دسته بخش میشوند:
- شرقی
- غربی
زبانهای ایرانی نو با این که اساساً در ایران، افغانستان و تاجیکستان متمرکز شدهاند اما حقیقتاً گستره جغرافیایی بسیار وسیع تری را در بر میگیرند شامل مناطقی در قفقاز، آسیای میانه، ترکستان چین، پامیر، ترکیه، سوریه، عراق و شبه قاره هند.
نمونه زبانهای شرقی ایرانی تبار اینها هستند:
زبانهای ایرانی تبار غربی به دو گروه دسته بندی میشوند:
(سبز تیره): کشورهایی که در آنجا زبانهای ایرانی، زبان رسمی هستند. (سبز
روشن): کشورهایی که در آنجا زبانهای ایرانی، یکی از زبانهای رسمی یا
رایج هستند.
نمونههای غربی شمالی:
گروهی شاخه زازا-گورانی از زبانهای شمال غربی ایرانیتبار را نیز زیرشاخهای از زبان کردی میگیرند اما بسیاری از زبانشناسان با این دیدگاه همداستان نیستند و زازا-گورانی را شاخه مستقلی از زبانهای شمال غربی میدانند.
نمونههای غربی جنوبی:
زیرشاخه فارسی به سه دسته عمده بخش میشود: فارسی (ایران)، فارسی دری (افغانستان)، فارسی تاجیکی (تاجیکستان)
زیرشاخه لری هم شاخههایی دارد مانند لری، لکی و بختیاری
کومزاری در شبه جزیره مسندام عمان صحبت میشود و تاتی آران در پیرامون باکو. تاتی آران را نباید با زبانهای تاتی تبار شمال غربی ایران اشتباه گرفت. زیرا آن زبانها از تبار زبان مادی هستند ولی تاتی آران از تبار فارسی است و تنها همانند نامگذاری دارند.
پیوند به بیرون
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 17:50  توسط محمود حسینی
|
سلام
شرمنده همه دوستان سرم خیلی شلوغ بود
عید رو به همه ایرانیان آریایی تبریک می گم
همتون رو دوست دارم
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 17:46  توسط محمود حسینی

تو رو خدا دلتون برا این ایران بسوزه
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 2:54  توسط محمود حسینی
|
گزینوفون مینویسد:
کودکان ایرانی در
مدارسشان فنون قضاوت و عدالت و اداره میآموزند.
معلمان در این مدارس قضایای مختلف را برای شاگردان بهتمرین میگذارند،
اتهامات فرضی ازقبیل دزدی و راهزنی و رشوهخواری و تغلبکاری و تعدی و
اموری که معمولاً اتفاق میافتد را برضد برخی از دانشآموزان مطرح میکنند
و از دانشآموزانِ دیگر میخواهند تا دربارۀ آنها حکم داده مرتکب چنین
بزههائی را کیفر دهند. آنها همچنین یاد میگیرند که بهکسانی که اتهام
ناروا بهدیگران میزنند نیز کیفر دهند. درنتیجۀ چنین آموزشهائی کودکانِ
ایرانی از سنینِ اولیۀ عمرشان با بدیها و نیکیها آشنا میشوند و میکوشند
که خودشان را بهبهترین خصلتها بیارایند و در آینده مرتکب اعمال خلاف
نشوند. آنها حتی میآموزند که کسیکه توانِ انجام کار سودمندی برای دیگران
دارد ولی از انجامش خودداری میورزد را نیز مجازات کنند؛ زیرا خودداری از
انجام کار نیک در عین توانِ انجام آن را ناشکری دربرابر نعمتهای خدا
میشمارند، و ناشکری را درخور کیفر میدانند. این از آنرو است که آنها
عقیده دارند که انسان ناشکر نسبت به ادای وظیفهاش در قبال پدر و مادر و
اطرافیان و جامعه و کشورش سستی و اهمال میکند؛ و کسیکه در انجام وظیفهاش
اهمال کند انسان بیشرمی است که ممکن است مرتکب هر کار خلاف اخلاقی بشود.
از دیگر آموزشهائی که در این مدارس بهکودکان داده میشود تسلط بر نفس و
نظارت بر خویش و نظارت بر کردارهای دیگران، و اطاعت کهتران از مهتران و
کاردیدگان است. ایرانیان همچنین بهکودکان میآموزند که چهگونه در خورد و
نوشْ جانب اعتدال را مراعات کنند؛ بههمین جهت، دانشآموزان نه با
مادرانشان که با آموزگارانشان غذا میخورند، و این غذا را نیز آنها از
خانههایشان با خودشان میآورند. کودکان درکنار این آموزشها، تیراندازی و
زوبینافکنی میآموزند. اینها آموزشهائی است که تا سنین 15 و 16 سالگی
بهکودکان و نوجوانان داده میشود، و پس از آن آنها وارد دوران جوانی
میشوند و چیزهائی بهآنها آموخته میشود که مخصوص بزرگسالان است
افلاطون مینویسد: بزرگزادگان ایرانی در
هفتسالگی اسبسواری میآموزند؛ چهار آموزگارِ فرزانه برای آموزشِ آنها
گماشته میشوند. خردمندترینِ آموزگار شیوههای خداپرستی و امور حکومتگری را
از روی اوستا (بهتعبیر افلاطون: ماگیای زرتشت) بهآنها آموزش میدهد؛
درستکارترین آموزگار بهآنها میآموزد که در همۀ زندگی راستگو و
راستکردار باشند؛ خوددارترین آموزگار شیوههای حکومت بر خویشتن را بهآنها
میآموزد؛ و دلیترین آموزگار بهآنها میآموزد که دلیر و بیباک باشند
هرودوت مینویسد
که ایرانیان دروغ را بزرگترین گناه میدانند، و وامداری را ننگ میشمارند،
و میگویند وامداری از اینرو بد و ناپسند است که کسیکه بدهکار باشد مجبور
میشود که دروغ بگوید؛ از اینرو همواره از ننگِ بدهکار شدن میپرهیزند.
ایرانیان بههمسایگان احترام بسیار میگزارند، هرچه همسایه نزدیکتر باشد
بیشتر مورد توجه است و همسایگان دور و دورتر در مراتب پائینتری از احترام
متقابل قرار دارند. ایرانیان هیچگاه در حضور دیگران آب دهان نمیاندارند و
این کار را بیادبی بهدیگران تلقی میکنند؛ آنها هیچگاه در حضور دیگران
پیشاب نمیکنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است. در میگساری تعادل
را مراعات میکنند و هیچگاه چنان زیادهروی نمیکنند که مجبور شوند
استفراغ کنند یا عقلشان را از دست بدهند. ایرانیان روز تولدشان را بسیار
بزرگ میشمارند و در آن روز مهمانی و جشن برپا میکنند و سفرههای گوناگون
میکشند، گاو و گوسفند سرمیبرند و گوشت آنها را در میان دیگران بخش
میکنند (خیرات و صدقه میدهند). آنها هیچگاه در آبِ رودخانه پیشاب
نمیکنند و جسم ناپاک در آب جاری نمیاندازند؛ و اینها را از آنرو که سبب
آلوده شدن آب جاری میشود گناه میشمارند
هرودوت همچنین مینویسد که ایرانیان معبد
نمیسازند، برای خدا پیکره و مجسمه نمیسازند. آنها خدای آسمان را عبادت
میکنند و میترا و اَناهیتا و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند. آنها
حیوانات را در جاهای پاک قربانی میکنند و گوشت قربانی را در میان مردم
تقسیم میکنند و عقیده ندارند که باید چیزی از آن را بهخدا داد، زیرا
میگویند که آنچه بهخدا میرسد و خشنودش میسازد روح قربانی است نه گوشت
او. وقتی میخواهند قربانی بدهند حیوان را بهجائی که فضای باز است
میبرند، آنگا بهدرگاه خدا دعا میکنند. در دعاکردن نیز رسم نیست که حسنات
را برای شخصِ خود بطلبند، بلکه برای پادشاه و همۀ مردم کشور دعا میکنند و
خودشان را نیز یکی از اینها میشمارند
زرتشت میگوید: پروردگارا! آنگاه که تو
مردم را بهنیروی مینَویِ خویش آفریدی و قدرت درک و شعور بهآنها دادی؛
آنگاه که تو جسم را با جان درآمیختی؛ آنگاه که تو کردار و آموزش را پدید
آوردی، چنین مقرر کردی که هرکسی برطبق ارادۀ آزاد خودش تصمیم بگیرد و عمل
کند. چنین است که دروغآموز و راستآموز، یعنی هم آنکه نمیداند و هم آنکه
میداند، هرکدام برطبق خواستِ درونی و ذهنیتِ خویش بهبانگ بلند تعلیم
میدهد و مردم را بهسوی خویش فرامیخوانَد. انسان نیکاندیشی که در انتخاب
راهش مُرَدَّد است آرمَئیتی معنویتِ راهگشای خویش را بهاو میبخشد تا راه
درست را برگزیند
انسانِ باخردی که خردِ اندیشهورِ خویش را بهکار میگیرد
با گفتار و
کردارش عدالتخواهی و راستکرداری و نیکاندیشی را گسترش
میدهد، پروردگارا، چنین کسی بهترین یاورِ تو است.
کسیکه
با رهنمودگیری از خرد مینوی خویش بهترینها را از راه کلامِ آموزندۀ
اندیشۀ نیک
توسط زبانش و از راه کردارِ پارسایانه توسط دستهایش انجام دهد،
اهورَمَزدا را که آفریدگارِ عدالت است بهبهترین وجهی
شناخته است.
هرکه
بهوسیلۀ اندیشه و گفتار و کردار نیک با بدی بستیزد تا بدی را از میان
بردارد و بدکاران را راهنمائی کند تا از بدی دست بکشند
و بهنیکی بگرایند
ارادۀ
اهورَمَزدا را بهنحو خوشنودگرانهئی تحقق بخشیده است.
کسی
که راه راستی و خوشبختی ابدی یعنی راهی که به سوی جایگاه اهورَمَزدا رهنمون
باشد را در زندگیش در این جهانِ مادی بهما نشان دهد بهبهترین و برترین
خوشی خواهد رسید. پرودگارا! چنین کسی همچون تو پاک و آگاه و دانا است
یک کاهن بزرگ بابلی دربارۀ کوروش بزرگ چنین نوشته
است:
در ماه نیسان در یازدهمین روز (روز 12 فروردین) که خدای بزرگ بر تختش جلوس داشت… کوروش
بهخاطر باشندگانِ
بابل
امانِ همگانی اعلان کرد.… او دستور داد دیوارِ شهر ساخته شود. خودش
برای اینکار
پیشقدم شد و بیل و کلنگ و سطل آب برداشت و شروع به ساختنِ
دیوار شهر کرد.… پیکرههای خدایانِ بابل، هم زنخدا هم
مردخدا، همه را
بهجاهای خودشان برگرداند. اینها خدایانی بودند که سالها بود از نشیمنگاهشان
دور کرده شده بودند. او با این کارش آرامش و سکون را
بهخدایان برگرداند.
مردمی
که ضعیف شده بودند بهدستور او دوباره جان گرفتند،
زیرا پیشترها نانشان را از آنها گرفته بودند و او
نانهایشان را بهایشان
بازگرداند.… اکنون بههمۀ مردم بابل روحیۀ نشاط و شادی داده شده است. آنها
مثل
زندانیانیاند که درهای زندانشان گشوده شده باشد. بهکسانیکه در اثر
فشارها در محاصره بودند آزادی برگشته است. همۀ مردم از
اینکه او (یعنی
کوروش)
شاه است
خشنودند
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 2:49  توسط محمود حسینی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 19:56  توسط محمود حسینی
|

اینم آرامگاه کوروش با قسمتی از وصیت نامه او
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 23:27  توسط محمود حسینی
|
زمان نوروز
جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز میشود. در علم ستارهشناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیمکره شمالی زمین به لحظهای گفته میشود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سمت شمال آسمان میرود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده میشود،[۱] و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد. [۲]
در کشورهای ایران و افغانستان که از تقویم هجری خورشیدی استفاده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته میشود و روز آغاز سال محسوب نمیشود.
واژهٔ نوروز
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی بهکار میرود:
۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»
ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد میکردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو مینامیدند.
واژه نوروز در الفبای لاتین
در متون مختلف لاتین، بخش نخست کلمه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی مواقع با فاصله نوشته میشود. اما به اعتقاد دکتر احسان یارشاطر بنیانگذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این کلمه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه میشود. این شکل از املای کلمه نوروز، هماکنون در نوشتههای یونسکو و بسیاری از متون سیاسی مراعات میشود
ادامه دارد....

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 22:57  توسط محمود حسینی
|
.jpg)
آرامگاه بنیانگذار ایران کبیر
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 22:47  توسط محمود حسینی
|
سلام به همه خوبین من تازه شروع به کار کردم و از افرادی که در وبلاگ وارد هستن درخواست کمک میکنم منم دوست شما هستم و به عشق ایران اومدم همین.
دوستون دارم
اهورا مزدا یارتان
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 1:53  توسط محمود حسینی

برایه ایرن و به عشق ایران
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 1:49  توسط محمود حسینی
|